الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
46
الهيات در نهج البلاغه (فارسى)
يا هامانُ عَلَى الطّينِ فَاجعَل لى صَرحاً لَعَلّى أَطَّلِعُ إِلى إِلهِ موسى وَ إِنّى لَأَظُنُّهُ مِنَ الكاذِبينَ » « 1 » و گفتهء ديگرش : « أَنَا رَبُّكُمُ الأَعلى » « 2 » ، به خوبى استفاده مىشود كه او منكر خداوند متعال بوده است و آيات ديگر كه در « بخش الهيّات و نُبُوّات » كتاب تفضيل آيات قرآن الحكيم مىتوان همه را در كنار هم مطالعه كرد . در اين آيات مستقيماً و در ضمن نكات دعوت انبيا و برخورد آنها با طواغيت زمان و مدّعيان خدايى و بتپرستان ، دعوت به توحيد ذات و صفات و افعال به صراحت معلوم است و با روشنى و تأكيد هرچه قاطعتر بيان شده كه اصل تمام اصول دعوت به توحيد ، « إله » و الوهيّت يگانهاى است كه زيربناى تمام عقايد است . آيات و خطابها به كفّار و مشركين در مورد توحيد الوهيّت به همان معناى عامى كه ما مىگوييم و اقامهء برهان در قرآن بر نفى قدرت و ولايت از معبودهاى باطل بسيار است و عجيب است كه با اين همه آيات ، افرادى كه بينش مختصر قرآنى داشته باشند ، آنها را در « توحيد در عبادت » خلاصه كنند و بر آنچه در دعوت رسالتهاى آسمانى اصالت دارد ، چشم فرو مىبندند و الوهيّت را معبوديّت تفسير مىكنند و توحيد الوهيّت را كه اشمل از توحيد ربوبيّت است ، در مقابل آن قرار مىدهند . البتّه اين كارها براى اين است كه مقالات برخى از جامدين و مجسِّمه و مخصوصاً محمّد بن عبدالوهّاب را - كه سوابق مزدورى او براى انگلستان و پشتيبانيهاى سياست انگليس از خودش و فرقهء وهّابى و نظام مشركانهء سعودى برملا شده است - توجيه نمايند و آنچه را شرك نيست ، شرك
--> ( 1 ) . قصص ( 28 ) آيهء 38 . ( 2 ) . نازعات ( 79 ) آيهء 24 .